PersianLite.com X
ورود و خروج
نام کاربری

کلمه عبور

مرا به ياد داشته باش
فراموش کردن کلمه عبور
ثبت نام نكرده ايد؟ عضویت
منوی اصلی
صفحه اصلی
موزیک
ویدو موزیک
جوک و سرگرمی
خرید هاست و سایت
سینمای جهان
اخبار جهان
کارتون
شعر نو
سلامت و زیبایی
سریال
نرم افزار
تماس با ما
جستجوی پیشرفته
اغما
eghma-small
برای دیدن سری کامل اغما
 در سایت عضو شوید.
کلیک کنید...

جدید ترین سریال ها

khat_shekan32
Sayeie%20Dar%20Tariki-ds
DeleKhoshSiriChand-ds

bekhatermansmall

آمار
عضو: 107
اخبار: 394
لینک ها: 11
بازدیدکنندگان: 191084
خروجی سایت
مثلث شیشه ای
mosalase_shisheyee1

تبلیغات
Banner


صفحه اصلی arrow نرم افزار arrow نرم افزار arrow داستان شاهزاه ایرانی 4 - (Prince Of Persia)
داستان شاهزاه ایرانی 4 - (Prince Of Persia) چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 32
ضعیفعالی 
نویسنده NEO   
۱۹ آذر ۱۳۸۶
Prince Of Persia 4

این داستان که داستان شماره ی 4 بازی پرطرفدار شاهزاده ی ایرانی هست توی خود فروم یوبی نوشته شده بود.اما عجیب اینه که خود یوبی هنوز خبر انتشار بازی POP 4 رو به هیچ وجه تایید نکرده.

 

داستان پرینس به اونجا رسید که پرینس وزیر رو نابود کرد و خنجر زمان رو به روح ملکه ی زمان سپرد تا به جزیره ی زمان برگردونده بشه.نیمه ی تاریک پرینس هم نابود میشه و در واقع پرینس از تمامی رنج و عذاب هایی که به خاطر آن استباه بچه گانه دچارش شده بود رها میشه.
در این نسخه هم همانند T2Tداستان با فرجام زندگی پرینس آغاز میشه.
یعنی جایی که پرینس با فرح ازدواج می کنه و پس از متحد کردن پرشیا و هند بابیلون رو مرکز فرمانروایی خودش قرار میده و پیشگوی خودش رو هم به عنوان وزیرش انتخاب می کنه.
داستان با خوبی و خوشی ادامه پیدا می کنه تا جایی که پرینس یه شب تو خواب میبینه که به کشورش حمله کردن و همه جا رو نابود کردن.
پرینس به خیال اینکه این خواب از اثرات ماجرای شن های زمانه توجهی به خواب نمی کنه.اما مدتی بعد پرینس متوجه میشه که نمی تونه بچه دار بشه و در واقع نسلش منقرض خواهد شد!!!
پرینس بعد از اینکه می بینه که حتی بزرگترین طبیب های بابیلون هم نمی تونن کاری براش بکنن متوجه میشه که خوابش بی ربط نبوده.به همین دلیل پیش وزیرش میره و خوابو براش تعریف می کنه.اما می بینه که وزیر یه هو آشفته و سرگردان به اینور و اونور می دود.وثتی تعبیر خوابشو از پیشگو می پرسه پیشگو بهش میگه که نفرین شن های زمان همچنان گریبانگیر کسی است که اونا رو آزاد کرده و این نفرین اینه که تو دیگه نمی تونی بچه دار بشی.
پرینس هم با شنیدن این سخنان سخت آشفته و مضطرب میشه و بدون هیچ هدفی سپاهی رو جمع آوری می کنه و به کشور همسایه ی ایران(که اسمی ازش برده نشده) که دشمن اصلی پرشیا بوده هم حمله می کنه.اما طبق خوابی که دیده بود شکست سختی می خوره و تا مرز جنون هم پیش می ره.
و پیشگو که می بینه هیچ راه دیگری برای کمک به پرینس نیست مجبور میشه راه حل اصلی رو به پرینس بگه.اون به پرینس میگه که باید شن های زمانو دوباره آزاد کنه تا طلسم از بین بره و اون قدرت باروریشو به دست بیاره.
اما پرینس که نمی خواست دوباره خودشو درگیر ماجرای شن های زمان کنه قبول نمی کنه.اما در این بین فرح که نسل پرینسو در حال نابودی می بینه و از طرف دیگه اضطراب و ناامیدی پرینس رو می بینه بهش اصرار می کنه تا بالاخره پرینس دوباره راضی میشه که شن های زمانو آزاد کنه.
پرینس و فرح با هم به سمت جزیره ی زمان حرکت می کنند تا خنجر زمانو که کلید آزاد کردن شن های زمانه رو به دست بیارن.اما بی خبر از اینکه اونا باید خنجرو از روح کایلینا که دوباره تحت تاثیر شن های زمان تبدیل به اون ملکه ی بدجنس شده بود بگیرند.
پرینس با ارتش قدرتمندی به سمت جزیره ی زمان پیش می ره که در بین راه و در حین جنگ هایی که با سربازهای تاریکی داشته تعداد زیادی از سپاهیانش کشته می شن و پرینس و فرح تقریبا تنها به جزیره ی زمان می رسند.

سربازان کایلینا هیچ آسیبی به پرینس نمی زنن و اونو راحت پیش خنجر زمان می برن...پرینس در اونجا مجبور میشه با روح کایلینا بجنگه که در این جنگ هم شکست می خوره و به ناچار مجبور میشه شرط کایلینا رو برای به دست آوردن خنجر قبول کنه.
یعنی زنشو بکشه تا بتونه شن ها رو آزاد کنه که البته در آن صورت کایلینا دوباره به همان دختر زیبا تبدیل می شد و با پرین ازدواج می کرد.
پرینس هم فریب می خوره و فرح رو به ته دره پرتاب می کنه و برای اینکه به چنگ کایلینا نیفته شبانه شن های زمان رو آزاد می کنه و به بابیلون بر می گرده...زمان به عقب بر میگرده و فرح زنده میشه و پرینس هم قدرت باروریشو به دست میاره.
پس از یک سال پرینس و فرح صاحب اولین فرزندشون که یک پسره میشن.
در شب تولد هفده سالگی پسر پرینس که مثل خودش قوی و انعطاف پذیره پرینس خواب می بینه که پسرش میمیره و پیشگو خوابشو اینجور تعبیر می کنه که یا پرینس یا پسرش تا یک سال بعد میمیرن.
پرینس باز هم آشفته میشه و این بار کایلینا خودشو به شکل یه پیرزن در میاره و یه معجون به فرح میده و بهش میگه که اونو تو غذای پرینس بریزه تا از این آشفتگی نجات پیدا کنه.
فرح هم این کارو می کنه و می بینه که پرینس در حالی که خون از همه جاش بیرون میاد به حال مرگ روی زمین افتاده.فرح هم که متوجه میشه که گول خورده شیشه ی سم رو سر میکشه و در کنار پرینس روی زمین می افته و هردو در کنار هم می میرند.... .
پس از مدتی که عزاداری مردم برای پرینس و فرح تموم میشه پرینس کوچک(پسر پرینس) تصمیم می گیره که به جزیره ی زمان برسه و انتقام پدر و مادرشو از کایلینا بگیره...این در حالیه که با شکافی که توی خط زمان افتاده پرینس دوباره خطر حمله ی داهاکا رو دنبال خودش احساس می کنه... .
پرینس کوچک در این داستان به یک باره با یک دختر که اتفاقا قصد انتقام گرفتن از پرینس بزرگو داشته(احتمالا دختر وزیر) آشنا میشه و بدون اینکه اسمشو به اون بگه تیروکمان مادرشو به اون میده و اونو با خودش همراه می کنه... .
یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده Neo در تاریخ ۱۳۸۷-۰۲-۲۲ ۱۴:۰۳:۰۰
من بی صبرانه منتظرشم!!
لطفا برای نظر دادن در سایت عضو یا وارد شوید

آخرین بروز رسانی ( ۰۴ فروردين ۱۳۸۷ )
تبلیغات
Banner
جستجو در سایت
میوه ی ممنوعه

Miveh-mamnoe-small

 اینجا را کلیک کنید.
Cool
برای دیدن سریال در سایت ثبت نام کنید.

تبلیغات
Banner
پیام کوتاه
جدید ترین سریال

Sarnevesht-ds
roozgaregharib
Shahryar

چت با مدیر سایت

شما می توانید در صورت هرگونه مشکل با مدیریت سایت از طریق یاهو مسنجر چت کنید.
Send IM
( ID: persianlite )

حاضرین در سایت
102 میهمان حاضر و 1 عضو آنلاین
  • ashkan

Copyright © 2007 - 2008 PersianLite.com All Rights Reserved. Designed & Developed by LiteSoft Group - www.LiteSoftGroup.com